تبليغاتX
:: نفرت ::

نفرت

نگاه سرد..........سرد سرد



از شمال محدود است ، به آينده اي كه نيست


به اضافه ي غم پيري و سايه ي مخوف ممات


از جنوب به گذشته ي پوچي پر از خاطرات تلخ

گاهي اوقات شيرين

مشرق ، طلوع آفتاب عشق ، صلح با مرگ

شروع جنگ حيات

مغرب ، فرسنگها از حيات دور ، آغوش تنگ گور

غروب عشق ديرين

اين چه حدوديست ؟! آيا شنيده اي و ميداني ؟

حدود دنياي متزلزلي است موسوم به
:

جواني...

+نوشته شده دردوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:7 توسط نواک |